رهایم کرد و رفت
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت
نوبت اوج صداقت که رسید
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت
نوبت اوج صداقت که رسید
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 18:32 توسط farnaz
|
ایـن شعر هـ♥ــا