منتظر


آدمی که منتظر است ، هیچ نشانه خاصی ندارد...
فقط با هر صدایی بر می گردد !!

خیـــــــــــــانت یا عـــــــــــــــدالـــــَت

"دوســــتـــــت دارم" را برای هر دویمان فرستادی !!

هم مـــــَن !!

هــــــَم او !!!

خیـــــــــــــانت می كــــــــــردی یا عـــــــــــــــدالـــــَت !!!!??

بیا قرار بگذاریم....

•٠·˙•٠·˙

بیا قرار بگذاریم ڪہ


هیچ وقت با هم قرارے نداشتہ باشیم...!


بگذار همیشہ اتفاق بیفتد...!


ایـטּ طور بہتر است؛مـטּ هر لحظہ منتظر اتفاقـم!


منتظر یڪ اتفاق ڪـہ "تــو" را بہ "مـטּ" برساند...


دلم تنگ شده.....

دلم برای تو که نه!...

ولی برای روزهای با هم بودنمان تنگ شده


برای تو که نه!


ولی برای "مواظب خودت باش" شنیدن تنگ شده


برای تو که نه!


ولی برای دلی که نگرانم میشد تنگ شده...


راستش!برای اینها که نه...


برای خودت...دلم خیلی تنگ شده


زیبایی عشق....

زیبایی عشق، به سكوته...نه فریاد

زیبایی عشق به تحمله...نه خرد شدن و فرو ریختن



عشق یك كویره كه عاشق تشنه با رویای سرابه معشوق قدم به جلو می زاره



عشق سخن گفتن با نگاهه



عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدنه...


از تــو چـه پـنـهــان....

از تــو چـه پـنـهــان

با تمامِ سـرسـخـتـی ام


گــاهــی ایــسـتــاده


در پـسِ هــمـیـن وجـود


در پـسِ هـمـیـن خـنــده هــای سـرد


در پـسِ هــمـیـن گـریــه هـای گـرم


هـزاران بــار مـی مــیـرم و زنـده مـی شـوم ؛


سـخــت اسـت


صـبـور بــاشـی


و در حـجـمِ ایـن سـکـوت


نـفـسَـت بـنـد نــیـایــــد .

من پذیرفتم شکست خویش را

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را


من پذیرفتم که عشق افسانه است


این دل درد آشنا دیوانه است


می روم شاید فراموشت کنم


با فراموشی هم آغوشت کنم


می روم از رفتنم دل شاد باش


از عذاب دیدنم آزاد باش


گرچه تو تنهاتراز ما می روی


آرزو دارم ولی عاشق شوی


آرزو دارم بفهمی درد را


تلخی برخوردهای سرد را

قـرارداد.....

هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی
کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـد
بــعـضی از عـهـدهــا را
روی قــلـب هـای هــم مـی نــویــسـیـم ...
حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ...
شـکـسـتَنـشـان
یـک آدم را مـی شـکند......!
.......

مرا ببخش......

مرا ببخش...
.
اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست
می روم تا آنان که توانا ترند
تو را به پوچ بودنت برسانند.....!


رفتن ها ..........

بعضی وقت ها بعضی رفتن ها دلگیره...
دلگیر از از چیزی كه فكرشو میكردی
شاید هرگز فكرشم نمیكردی....
بعضی وقتا هر چقدرم كه محكم باشی...
هرچقدرم كه قوی باشی....
میشكنی...
دلت...
باورت...
احساست...
درونت...
هر چقدرم كه شجاع باشی...
میترسی...
نه از فراموش شدن...
نه از فراموش كردن....
از فراموش نكردن...
بعضی وقتا هر چقدرم كه سنگ باشی....
هرچقدرم كه منطقی باشی....
نگرانی...
نگران حال و روز كسی كه ....
.
.
رفت....


دلم گرفته از اینجا......

دلم گرفته از اینجا...

جایی که در آن ،


مردان برای ابراز عشق به جای گفتن:


"دوستت دارم"،


می گویند:


" خونه خالی دارم"

حالـــم گـــرفتـﮧ از ایـــن شـــهر

═════════ ೋღ☃ღೋ ═════════

حالـــم گـــرفتـﮧ از ایـــن شـــهر


کــــﮧ آدمهایش همـــچوטּ هوایـــش ناپایـــدارند


گـــاه آنقـــدر پـــاک کـــﮧ باورتـــ نمے شـــود


گـــاه آنقـــدر آلـــوده کــــﮧ نفستـــ مے گیرد!!


═════════ ೋღ☃ღೋ ═════════



من در قفس تو نمی شوم!

بدنم را بپوشانم مبادا آفتاب رنجورش کند
موهایم را از باد پنهان کنم مبادا دلربایی کند
فکرم را کوتاه کنم تا آنجا که تو بر فراز آسمانم شوی
اکنون واژه هایم را به بند می کشی...
کاش یک قناری می خریدی
از من زیبا تر و مطیع تر است ...

من در قفس تو نمی شوم!


نـبـود

f_slavery_sugar_woman.jpg








دلــــــــــ دَرد گرفتهـــــــ اَم





اَز بـســــــــ فِنـجانــــــ های قَهوه را سَر کِـشـیدهــ ام




وَ تو




تهــــــ هیـچـکدام نـبـودیـــــــــــــــ!!

همه رهگـــــذرن

منتـــظر
هیــــچ دستی در هیــــچ جای این دنیــــا نبـــاش
اشک هایت را با دست های خـــودت پــــاک کن
که همه رهگـــــذرن

فراموش کردی

روز تولدم را فراموش کردی….. گفتم گرفتاری
سالگرد آشنائیمان را از یاد بردی…. گفتم مشکل داری
زیبایی لبخندم را نادیده گرفتی….. گفتم غصه داری
محبتهایم را از یاد بردی….. گفتم گله و شکایت داری
ولی حالا خودم را فراموش کردی… نمی دانم چه بهانه ای برای دلم بتراشم......!

علاقه

نه اسمش عشـــــــــق است،
نه علاقه،
نه حتی عادت،
اشتباه محض است
دلتنگ کسی باشی
... که دلـــش با تـــــــــو نیســـت !

تو بمان در شهرت!

تو مرا
آنقدر آزردی ..
که خودم کوچ کنم از شهرت ..
بکنم دل ز دل چون سنگت ..
تو خیالت راحت ..
می روم از قلبت ..
می شوم دورترین خاطره در شب هایت
تو به من می خندی ..
و به خود می گویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق
ولی ..
بر نمی گردم نه!
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد ..
عشق زیباست و حرمت دارد ..
تو بمان ..
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده است ..
سخت بیمار شده است ..

تو بمان در شهرت!


وقتایی که منتظرشی بهتره که گوشیت رو خامووش کنی اینجوری حداقل میتونی به خودت دلداری بدی که وقتی گوشیت خامووش بوده زنگ زده و تو نفهمیدی!!!

ببیـــــن.......

ببیـــــن

این اسمش دلـــــه!


اگه قرار بود بفهمـــــه نامردی یعنی چــــــی


اگه قرار بود بفهمــــــه خیانت یعنی.....!كه نمیشه


میشد مغــــــز!


دلـــــه....


نمی فهمـــــه...!

چطور بگم.........

چطور بگم که دلتنگ توام تویی که مونس شب های دل بی قراری ام بودی
چطور بگم که باغ دلم به غم نشسته واز دوری تو دلتنگ شده؟
چطور بگم که وجود تو... گرمای صدای دلنشین توبه من آشفته
زندگی می بخشه؟

مارک دار

شاید اگر انسانیت هم مارک دار بود

خیلی از آدم ها به تن می کردند...!!

محتاج

قویترین " مرد " دنیا هم که باشی
محتاجی!
محتاج اشکهای عاشقانه یک " زن "
که از چشمهای نگرانش بروی کویر زخم هایت ببارد!

افسوس

خوابیده بودم
کابوس می دیدم
از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم...
...افسوس ...

یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه برده بودم

وقتی کسی رو دوست داری.......

وقتی کسی رو دوست داری ، این یه چیزه...

وقتی کسی تو رو دوست داره ، این یه چیز دیگه س...

اما وقتی کسی رو دوست داری که تو رو دوست داره.... این یعنی همه چیز ...



هرگز

هرگز شادی آدمها را از میزان خنده هایشان نسنجید

هرگز تنهایی آدمها را از تعداد دوستانشان قضاوت نكنید

هرگز تحمل آدمها را از میزان ایستادگی شان تخمین نزنید هرگز

بهترین روزهایت را به کسانی هدیه کن که بدترین روزها در کنارت بودند


نفسـ بخاطرتـ زنمـ ...

بسهـ دیگهـ تحملـ ندارمـ ...

چشایـ تـو بستهـ شدهـ ...

نگاهیـ کنـ بهـ پشتـ سـر ...

خودتـ تـو آینهـ ببینـ ...

عوضـ شدیـ قبولـ داریـ ؟؟

منـ همونمـ ،عاشقـ چشمایـ تـو ...

منتظرمـ ، تـو جادهـ دلـ بستگیـ ...

شاید دیگهـ حالـ نداریـ ...

یـا حالـ منـو نداریـ ...

فقطـ بدونـ اینـو بدونـ ...

منـ همونمـ کهـ چشمـ انتظارتـ موندهـ ...

برگـرد بیـا هیشکیـ لیاقتتـ رو ندارهـ ...

همه تنهاییم....

کافه چی!!
میزهایت را تک نفره کن!
نمی بینی؟!
همه تنهاییم....

من خودم تنهایی..........

هر وقت مرا نخواستی
فقط کافی ست
بند کتانی ام را گره بزنی
کلاهم را بر سرم بگذاری
و آن کوله پشتی کوچک را به دستم بدهی ...
آنوقت خیالت راحت باشد
من خودم
تنهایی

تا پایان خاطره های تو خواهم دوید....



هیچ وقت ِ دیگـــــر.... !!!!!!!

یک چیــــزهایی...

یک حس‌ هایی...

یک آدم‌ هــایی...

یک وقت‌ هایی....

رو در زندگی گُــــم می‌کنی ،

و هیچ وقت ِ دیگر هم پیدایشان نمی‌کنی !

هیچ وقت ِ دیگـــــر.... !!!!!!!