سکوت …


سکوت …


و دیگر هیچ نمی گویم …!



که این بزرگترین اعتراض دل من است



به تو …



سکوت را دوست دارم



به خاطر ابهت بی پایانش …..

ومن این روزا بد جور تنهام!

یه مدتیه .. فقط دلم ترو میخواد ...

نه یکی ..یکی ..یکی ... فقط تــــــــــــــــو یکی ..


یه جاخوندم : وقتی همه رو شبیه اون می بینی یعنی ؛عاشقی


وقتی اونو شبیه همه می بینی یعنی ؛تنهایی...


ومن این روزا بد جور تنهام!

تصمیمم را گرفته ام ....


تصمیمم را گرفته ام ....

از امشب.... تمام احساسی که به " تو " دارم را بیان می کنم...


می گویم که دوستت دارم , دلتنگتم , به آغوشت نیاز دارم !


به درک که مغرور میشوی , یا اینکه کمتر دوستم خواهی داشت و یا حتی ترکم می کنی و تنها می مانم !


مهم این است :


شاید فردایی نباشد , که عشقم را به پایت بریزم !

دست هایت را نمی گیرد...

کسی در این سوز و سرما دست هایت را نمی گیرد...


در جیب بگذارشان،شاید ذره ای خاطره ته جیب مانده باشد که هنوز گرم است...!

زیاد پیچیده نیست . . .

بهونه که می گیره

نق که میزنه

بی حوصله که میشه

یعنی دل تنـــگه

قهر که می کنه

لوس که میشه

یعنی بی تابه

یعنی کم دارتت

به همین سادگی!!!

زیاد پیچیده نیست

فهمیدنِ حالِ زنی که عــاشق شده...

ســالــهــا بعــد . . .

ســالــها بــعــد

من در کنار یک مرد زندگی میکنم ،

مردی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،
مردی که شاید من زنِ رویاهاش باشم اما ،
اون هیچ وقت مرد رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی ...
جسمم کنار اون میخوابه اما ،
افکارم در کنار تو .

ســـالهـــا بعــد


.
.
.
.
ادامه نوشته

دوستت دارم های " تــــو "

کل دنیا هم بگویند دوستم دارند ...

فایده ندارد !


اما ...


دوستت دارم های " تــــو "


چه غوغایی می کند ...


روحم را تازه می کند !

پنچــَـــر می مــآند ....

خیلـــ ـــی تـٌـنـــد رفت !

كـودكـــ ـــی هایـَـــ ـــــم

با آن دوچرخـــ‌ه قراضـــ‌ه اَش

كاش همیشــــ‌ه

پنچــَـــر می مــآند ....

بعضـــی ها رهگذرند...

بعضـــی ها رهگذرند...

از همــان اول...


می آیـــند كه بروند...


می آینـــد كه نمانـــند...


یادت باشـــد هیچ وقت دل نبنـــدی به بودنشــان...


چون وقتـــی بروند تو می مانـــی


و


دلـــی كه دیگـــر تا ابد دل نمی شـــود برایت..

شاید کمی آرام گیرد . . .


       

گاهی دلم می خواهد


از همه فرار کنم

حتی از تو . . .


بروم به آنجا که هیچ کجا نیست


و دو دستی ، تنهایی ام را بچسبم


و قلم و کاغذم را


و بنویسم


از تو


از تنهایی


از عشق


برای دلم


شاید کمی آرام گیرد . . .

بگذار یک بار دیگر بگویم . . .

بگذار یک بار دیگر بگویم:

که مرد همیشه محبوب من چقدر دوستت دارم و


در تنگاتنگ آغوش امن *تو* چه لذتی از زن بودنم میبرم


من می خواهم بدانی دوستت دارم


من می خواهم خواستنم گوش فلک را پر کند....

ولـــــــــــــــے . . . .

حــاضـــرم چشمـــانم را بــہ نابیــنایے اهـــבا ڪـنم



ولـــــــــــــــے



تــــــو را با בیگـــرے نبیـــنم

ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﯿــــــﺮ ﺩﻟــــــﻢ ...

ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﯿــــــﺮ ﺩﻟــــــﻢ ...

ﺗﻨـــﮓ ﻧﺸـــﻮ ﺑﺮﺍﯾــــــﺶ ... ﻣﮕـــﺮ ﻧﺸﻨﯿـــﺪﯼ ﺟﻤﻠـــﻪ ﯼ ﺁﺧـــﺮﺵ ﺭﺍ !...


" ﭼﯿــــــﺰﯼ ﺑِﯿﻨﻤــــــﺎﻥ ﻧﺒــــــﻮﺩﻩ "

"مــَن" و "تــَنهـآیی" !!

هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد،بــرای خودشــان...!

 "خــُسـرو" و "شیـــرین" ,"لیـلی" و "مـَجنــون" ,"رامیـن" و "ویـس" , "پیــرمــَرد" و "پیرزَن"

(((((((((((((("تــو" و "تنهایی"))))))))))))))           

              "مــَن" و "تــَنهـآیی" !!

دوستم نداشت...

پیری گفت : اگر میخوای جوان بمانی دردهای دلت رو فقط به كسی بگو كه دوسش داری و دوستت داره
خندیدم گفتم : پس چرا تو جوان نماندی؟
پیرلبخندی زد و گفت : دوستش داشتم . . . دوستم نداشت

تمـرین آدم بـودن . . .

من اگر عاشقانه می نویسم ،

نه عاشقـم !، نه شکست خورده ...

فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بمانـد ...!!


در ایـن ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ،


فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم ..!

ﻫﯿﭽــــــــــﻮقت . . .

باهام ﺩﻋﻮﺍ ﮐﻦ


ﺑﺎﻫﺎﻡ ﻗـــﻬﺮ ﮐﻦ



ﺣﺮﺻﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭ



ﺑﻬــــﻮﻧﻪ ﺑﮕﯿـــــﺮ



ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺷﮑﻤﻮ



ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﯼ



ﺍﻣﺎ...

ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻫﯿﭽــــﻮﻗﺖ ﺑﺮﯼ

ﻫﯿﭽــــــــــﻮقت

دختر باش!

دختر باش!
دخترونه ناز کن!
دخترونه فکر کن!
دخترونه احساس کن!
دخترونه استدلال کن!
دخترونه زندگی کن!
اما بدون غم رو به اشتباه توی فرهنگ دخترونه ی تو جا دادن!
عاشق شو، که زندگی کنی!
یک عمر، زندگی کنی!
اما حواست باشه،
با حسای الکی که این روزا به عشق تعبیر می شه،
به زندگیت کوچکترین خدشه ای وارد نکنی!
دختر باش، و افتخار کن که دختری.

هے غـَریبــﮧ . . . ! ! !

●● هے غـَریبــﮧ

●● شـَب ِ عـَروسے کـت و شـَلوار ِ سیــآهش رآ بـﮧ او بپـُوشــآטּ

●● رنـگ ِ سیــآه بـﮧ مـَـرد ِ مـَـטּ خـیلے مے آیـَد

●● بـَند ِ کـِروآتـش رآ خـُـودت سـِفت کـُـטּ

●● ایــטּ کــآر رآ دوسـت دآرد

●● وقـتے دستــآنت رآ مے گیــرد

●● خـُـودت رآ در آغـُـوش ِ او بے انـدآز

●● بــآ ایــטּ کــآر احســآس ِ آرآمـِش مے کــُند

●● زَحمـَت ِ تــآج ِ عـَروس رآ نــَکش

●● سـَلیقـﮧ اش رآ خـُـوب مے دآنـَم ، بـَرآیت گـِرفتـﮧ اسـت

●● خـُلآصـﮧ کـُنم غـَریبـﮧ
●● جـآטּ ِ تـُـو و جـآטּ ِ مـَـرد ِ مـَـטּ ...

بر نگرد....

بر نگرد
خاطراتت را سوزانده ام
دیگر اثری از تو در دلم نمیبینم
جوابت " نه" است!!
برو...
خوش باش با همان دلایلی که روزی به خاطرشان از کنارم رفتی
برنگرد
برایم تموم شدی...

راستی . . .


گاهی قـــبل از رفتن
قبـــل از به زبان آوردنِ
خداحافظ
چشمانت را ببـــند
به لحظه هایتان
به خنده هایتان
به دعوا و بچه بازی هایتان
به بی حوصلگی ها و بعد دلتنگی هایتان
به حسادت هایِ عاشقانه تان
به لحظه هایتان
فکر کـــن !
اگـــر لبخندی رویِ لبهایت آمــــد
اگر دلـــت برایش بــی تابی کرد
اگر فـــکرِ دستهایش مجنونت کرد
یک قدم به عقــب بــــــردار
نـــگاهش کن !
بگــــو :
راستی . . . فردا با هم به کافه ی همیـــشگی برویـــم
؟

در چـﮧ حالے ؟

مَـטּ هـر روز و هـر لحظـﮧ نگرانت مے شوم ڪـﮧ چـﮧ مے ڪُنے ؟

ڪُجایے ؟


در چـﮧ حالے ؟


پـنـجـره اُتـاقـم را بـاز مے ڪُنم و فـریـاد مے زنـم


تنهـاییـت بـراے مَـטּ


غُصـه هـایـت بـراے مَـטּ


هـمـﮧ بُـغـض ها و اشڪهایـت بـراے مَـטּ


تـღـو فـقـط بـخـنـد


آنقـدر بـلـند تـا مَـטּ هـم بشـنوم


صـداے خـنـده هـایـت را

صـداے هـمـیشـﮧ خـوب بـودنـت را

احساس..........


گاهی عمر تلف میشود به پای یک احساس

گاهی احساس تلف میشود به پای عمر...

و چه عذابی می کشد کسی که

هم عمرش تلف میشود

هم احساسش..........

خطا

بزرگترین خطایت این بود که :
فکر می کردی ؛
من ...
برای همیشه
صبــــورم ... !!!

.

مــن از هيــچ مکتبی پيروی نميکنــــم....

مــن از هيــچ مکتبی پيروی نميکنــــم

از هيچ استادی چاپــلوسی نميکنــــم.

ديوانه ای هستــم که قايقم را خودم هدايــت

ميکنم,من اولين کسي هستم که ،

در دايره صداي پرنده اي بر سرگرداني خود

خنديده است

من اولين سياه مست زمينم......

شهریور...

شهریور فقط برای کسانی خوب است که با دیدن انارهای کوچک ذوق مرگ میشوند،

یقه ی بارانی شان را بالاتر میدهند و

با فشار دستهای معشوقه شان روی برگها قدم میزنند.

ما که اینکاره نیستیم

دلهره ی بیخودی ریشه مان را میپوساند ازاین تغییر فصل ها..


لباس‌های پاییزی...

وقتِ خریدن لباس‌های پاییزی دقت کنید:

لباس‌هایی بخرید با جیب‌های بزرگ


به اندازه‌ی دو دست ...


شاید همین پاییز عاشق شدید...

بعضی آدمها بوی خوب دارند

بعضی آدمها بوی خوب دارند

حتی وقتی دورند


دلت كه براشون تنگ میشه


بوی خوبشون توذهنت می پیچه


و اونقدر دلت هواشونو میكنه


كه دوست داری محكم بغلشون كنی...

چقدر خوشحال بود شیطـــــــان......

چقدر خوشحال بود شیطـــــــان وقتی سیب را چیدم....

گمان میکرد فریب داده است مرا...


نمی دانست تو پرسیده بودی


مرا بیشتر دوست داری...


یا ماندن در بهشت را...


سخت ترین دو راهی......

سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی


و گاهی آنقدر منتظر میمانی


تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی