لعنتی !


لج می کنم!
بد اخلاق می شوم!

دست خودم نیست ...


ساعت و زمان هم ندارد !

تو که نباشی ...

زندگی باید به کام من تلخ شود لعنتی !

یعنی می شود . . .


یعنی می شود روزی برسد کــه بیایی

مرا در آغوش بگیری


بخواهم از تو گله کنم


تـو بگویی


هیس ...


همه کـابوس ها تمام شد ...

تو ....


کاش دهخدا می دانست دلتنګی
اشک
فاصله
بی وفایی
تعریفش فقط دو حرف است
تــــــــو . .. .

یــواشــــکی


یــواشــــکی دوستــــم داشته بــاش !



آدم هـای دنــــیای مـــن ؛




چشـــم ِ دیــدن عشـــقــمــان را ندارند...


بی تابـــــــــ .....


بی تابـــــــ م !
چون پرنده ای در قفـــس ... که خود را به در و دیوار میکوبد!

من بی تابــــــــــــ م !!! .....

خدایـــا!!

درها را نمی گشــــــــایی؟!


لبخند...


لبخندهایمان هم نقاشی است
حواست باشد
گریه کنی خنده هایت پاک میشوند

دروغ



مـن سـرم رو بـالا میگیریم !
چون بازی رو به کسی باختم ،
که با خــیــانــت و دروغ ازم بـرده . . . !

لَعنَت


لَعنَت بِه اِس اِم اِس
بِه موبایــل
بِه اینترنت
بِه مَسیج
مَن
خودت را اَز نَزدیک میخواهـــــــــــــَـــــــــم !

دخترانه . . .

دخترانه عاشقت شدم ، ولی
مادرانه ادامه دادم!
بس که تو بچگی می کردی و من
بزرگ می شدم ...
دست ِ آخر
به گوشه ای راندی ام ، ولی دیگر
جگرگوشه ام بودی.

دیدم . . .


وقتی عاشقش شدم که دیدم . . .
هیچوقت دلمو نشکست . . .
هیچوقت بهم نه نگفت . . .
همیشه در جواب بچه بازیهام . . . خندید و گفت:
عاشقه همین کاراتم . . .


نگاه . . .


fryjb8l1ke8lq2obipd.jpg


نگــاهَت که مـی کنم...

دُنیــــــای خـالیــَم ...

پــُر از خـانــه می شود !

دستــــ هــایــم ...

کــوچه های یــاسُ بارانـــی...

دلـــَم یکــــ شهــر مردم مـی شود

و چشــــم هــایَم

چقــدر می خواهنــد زنــدگــی کننــــــد ....!

گاهی . . .




گاهی فقط بوی یک عطر
شنیدن صداش
خوندن اخرین sms ش
یک تشابه اسم ،
برای چند لحظه !
باعث میشه دقیقاً احساس کنی ….
که قلبت داره از تو سینه ات کنده میشه … !


دنیای مـــــــــــــــــــن


مجازی اش هم غمگین بـــــــــــود

داغ


دست بر روی دلم مگذار...
میسوزی!
چون داغ خیلی چیزها به دلم مانده!