خــودخــواه بودیم
مـا هردو
خــودخــواه بودیم
مـن
خـودت را می خواستـم و
تـو
خـودت را.....!
خــودخــواه بودیم
مـن
خـودت را می خواستـم و
تـو
خـودت را.....!
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 23:25 توسط farnaz
|
باران همیشه می بارد، اما مردم . . .
ستاره را بیشتر دوست دارند....
نامردیست آن همه اشک را. . .
به یک چشمک فروختن. . .

غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی ...
دوای درد همه نداشتن ها
نخواستن هاو نیامدن هاست…

و در گوشت نجوا كردم ... دوستت دارم

عزیز ساده ی من !
حرمــــــــــــــــــــــــــــــتهـا را نگه داری...
هیچ دلی بی بهانه نمیگرید. نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر!!!
عمـــــــــــرم بود ...
این ساده اندیشان که نمیدانند نام تو حک شده ی قلب من است
تو برای آغوش دیگری زانو زده بودی...
اما انگار دیگر ارزش یک خداحافظی را هم نداشتم...