
تو را دوست ندارم...

تو رادوست ندارم نه دوستت ندارم!
اما هنگامی که نیستی
غمگینم!
تو رادوست ندارم!
امانمیدانم چرا....
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند!
وبارهادر تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشترشبیه تو نیستند...
تو رادوست ندارم!
اماهنگامی که نیستی
از هرصدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیراصدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند!
تو رادوست ندارم!
اماچشمان گویایت
بیش ازهر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد...
آه میدانم که دوستت ندارم
اماافسوس دیگران دل ساده ام را
کمترباور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
میبینم که بر من میخندند
زیرا آشکارا مینگرند
نگاهم به دنبال توست...
با تو اینم love

تا میکشم خطوطِ تو را پاک میشوی
داری کمی فراتر از ادراک میشوی
هرلحظه از نگاهِ دلم میچکی ولی
با دستمالِ کاغذیام پاک میشوی
این عابران که میگذرند از خیال من
مشکوک نیستند تو شکاک میشوی
تو زندهای هنوز برایم گمان نکن
در گورِ خاطرات خوشم خاک میشوی
باید به شهرِ عشق تو با احتیاط رفت
وقتی که عاشقی چه خطرناک میشوی!
بخشیدمت برو

بخشیدمت برو
بخشیدمت نمون
عشقی نمیشکافه توقلب سردمون
ازخاطرتت ببر چشمای خیسمو
چـــــــــــــــــــیزی نگو گلم بخشیدمت بــــــــرو
بـــــــــــــــــــــــــــــرو
بخشیدمت اگر به فکر رفتنی اگر کنار من تنهاتر از منی
به دل نگیر اگر که بی تحملم تنهام بذار برو بخشیدمت گلم
بخشیدمت گلم ...
تومیری ودوباره من از بی قراری میگذرم از شب من رد میشیو از خواب گریه می پرم
بی توشکوفه می کنم توفصلی از نیاز وغم کنار رد پای تو ویرونیمو حس می کنم
نه تو به من دل میسپری نه منشبیه تو میشم چیزی نمونده از منو دست های مثل آتیشم
بگذار بدانند...

دیگر نقاب هم کارساز نیست
بگذار بدانند آن شکسته دل منم
حالا که درد عشق از قلبم فغان زده
حالا که آسمان هم به حال ما بارانیست
حالا که اوج نبودنش بودن یک درد را جلوه داد
بگذار بدانند این من همان "من" می ماند "ما" نمی شود
شاید ما هم مثل همان بعضی ها در کتاب قصه ها ماندیم
و تمام شدیم...
صدا پاشنهی چکمههاش را میشنیدم.
سخنی با شما دوستان
امیدوارم خوبه خوبه خوب باشین!
میخوام باهاتون حرف بزنم ، دردو دل کنم ، غصه هامو بهتون بگم!
بعد از ۱۸سال انگار دارم عاشق میشم.خیلی خوش حالم.آخه این عشقه که زندگی رو شیرین و تکمیل میکنه.
والا عشقم ۴روزه که رفته سربازی![]()
درسته هرروز زنگ میزنه.باصدای اون ازخواب بیدار میشم،اما دلم واسه نگاهش ، آغوشش و بوسه هاش تنگیده.
شاید ۵شنبه بیاد. تورو خدا دعا کنین ببینمش!!
همتونو دوس دارم ،قده ستاره هاااااااااااااااا!!
![]()
بازم دعام کنین!
خدا نگه دار
تو دیگه رفتی که رفتی نمی یای نمیای پیشم می دونم
اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگه دار
با چشای خیس و گریون من می گم خدا نگه دار
هرگز نمی بخشمت

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتـــــــم کـــــــه صــــد ســــــــال دگــــــــر امــــــــروز و فـــــــــردا مــی کنــــــم![]()
![]()

ایـن شعر هـ♥ــا