معنای امنیت
هیـــــچ کجا !
جز خواب در بازوان مردانه ات
امنیت را معنا نمی کند
برای من...

کدام را باور کنم!؟!؟
فکر می کنم
پدرم شناسنامه ام را دست کاری کرده است
!
نمی دانم اعداد آن را باور کنم
یا تعداد موهای سفیدم را؟؟!!
لعنتی.....
لعنتی هـَرچــه داشتــَم رو کـَردَمـ !
اســیر نشــدی...
سیــر شــدی!

دوستی یعنی....
دوستی یعنی
یه قدم من، یه قدم تو ...
اما بدون شمارش و حساب و کتاب
پس بیاید با هم قدم گذاریم به یک روز زیبا ...
روز پدر مبارک.....
روز “مرد” به مردانی مبارک که :
غرور مردانگی اونها اجازه نمیده کسی اشکهاشون رو ببینه
کسانی که برابر زنان باید پاسخگوی عواطف باشند
کسانی که سختی و فشار زندگی رو تحمل میکنن و میریزن توی خودشون
و اونها رو تبدیل به یک لبخند میکنند تا خوانوادشون نگران چیزی نباشن .
و کسانی که هیچوقت سختی مرد بودن رو با راحتی نامردی عوض نمیکنن
اوج دلتنگی
اوج دلتنگی وقتیه که...
نه میتونی صداشو بشنوی...
نه میتونی ببینش...
فقط باید به عکسی که تو پروفایلش گذاشته نگاه کنی. . .
عشق
زمانی که عشقها اس ام اسی نبود
واقعیِ واقعی بود !!!
نـــه بـــازیشـــونـــو عـــاشقـــانـــه جلـــوه میـــدن....... !

باران که میبارد…
باران که میبارد…
باید آغوشی باشد…
پنجرهی نیمه بازی…
موسیقی باران…
بوی خاک…
… سرمای هوا…
گرهی کور دستها و پاها…
گرمای عریان عاشقی…
صدای تپش قلبها…
خواب هشیار عصرانه…
باران که میبارد…
باید کسی باشد

درخت
درخت از مرگ و از افتادن نمیترسید...
نگرانیاش از این بود که آن پرندهای که سالها
پیش کوچ کرده بود، روزی باز گردد و
جایی برای استراحت نداشته باشد!!
منتظر
آدمی که منتظر است ، هیچ نشانه خاصی ندارد...
فقط با هر صدایی بر می گردد !!
خیـــــــــــــانت یا عـــــــــــــــدالـــــَت
"دوســــتـــــت دارم" را برای هر دویمان فرستادی !!
هم مـــــَن !!
هــــــَم او !!!
خیـــــــــــــانت می كــــــــــردی یا عـــــــــــــــدالـــــَت !!!!??
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را
نـبـود

دلــــــــــ دَرد گرفتهـــــــ اَم
اَز بـســــــــ فِنـجانــــــ های قَهوه را سَر کِـشـیدهــ ام
وَ تو
تهــــــ هیـچـکدام نـبـودیـــــــــــــــ!!
همه رهگـــــذرن
هیــــچ دستی در هیــــچ جای این دنیــــا نبـــاش
اشک هایت را با دست های خـــودت پــــاک کن
که همه رهگـــــذرن
فراموش کردی
سالگرد آشنائیمان را از یاد بردی…. گفتم مشکل داری
زیبایی لبخندم را نادیده گرفتی….. گفتم غصه داری
محبتهایم را از یاد بردی….. گفتم گله و شکایت داری
ولی حالا خودم را فراموش کردی… نمی دانم چه بهانه ای برای دلم بتراشم......!
علاقه
نه علاقه،
نه حتی عادت،
اشتباه محض است
دلتنگ کسی باشی
... که دلـــش با تـــــــــو نیســـت !
مارک دار
خیلی از آدم ها به تن می کردند...!!
محتاج
محتاجی!
محتاج اشکهای عاشقانه یک " زن "
که از چشمهای نگرانش بروی کویر زخم هایت ببارد!
افسوس
کابوس می دیدم
از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم...
...افسوس ...
یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه برده بودم
همه تنهاییم....
میزهایت را تک نفره کن!
نمی بینی؟!
همه تنهاییم....
خــدایـــا
بــابــت آن روز
کــه ســرت داد کشیــدم متـــاسفـــم !!!
مــــن عصبــانــی بــــودم
بـــرای چیـــزی کــه تـــو میگفتـــی ارزش نـــداشـــت
واقعا ارزش نداشت







ایـن شعر هـ♥ــا